دانلود

به سايت خوش آمديد !


براي مشاهده مطلب اينجا را کليک کنيد

                                      

                                                                    







ADS


معني بهترين سرآغاز
 
كارتون جديد – شعر بهترين سرآغاز همراه با معني
originators.blogfa.com/post/1
Translate this page
شعر بهترين سرآغاز همراه با معني. اي ياد تو بهترين سرآغاز بي نام تو نامه كي كنم باز ؟ اي ياد تو مونس روانم جز نام تو نيست. اي كارگشاي هرچه هستند نام تو كليد هرچه بستند. اي هست كن اساس هستي كوته ز درت دراز دستي. هم قصه ي نانموده داني هم نامه ي نانوشته خواني. هم تو به عنايت الهي آن جا قدمم رسان كه خواهي. از ظلمت خود رهايي ام ده با نور خود …
ادبیات – معنی شعر یاد تو
syamsaee.blogfa.com/post/9
Translate this page
1- ای نام تو، بهترین سرآغاز ای خدا نام تو بهترین نام برای آغاز هر کاری است بی نام تو، نامه کی کنم باز؟ بدون ذکر نام تو چگونه می توانم کتابم را شروع کنم؟ 2- ای یاد تو، مونس روانم ای خداوند نام و یاد تو همدم روح و جان من است جز نام تو، نیست بر زبانم نام تو همیشه بر زبانم جاری است. 3- ای کارگشای هرچه هستند ای خداوندی که حلّال و بر طرف …
فارسی دوم راهنمایی-مجتمع ملاصدرا-کرج – تحمیدیّه(ستایش)
mmts7.blogfa.com/post/4
Translate this page
ستایش. ای نام نکوی تو سر دفتر دیوان ها وی طلعت روی تو زینت دهِ عنوان ها. طلعت:دیدار،رویت کردن عنوان:آغاز دفتر و کتاب،دیباچه. معنی بیت: ای خدایی که نام نیک و خوبت، سرآغاز هر گفته و نوشته ای می باشد؛ و ای کسی که دیدارِ جمالت، زینت بخشِ آغاز هر کتابی است. (مستوره کردستانی). بهترین سرآغاز. ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو …
معنی کلمه سرآغاز در فرهنگ معین چیست | جدول یاب
https://jadvalyab.ir/moein/سرآغاز
Translate this page
سرآغاز (فارسی به انگلیسی): embryo,germ,incunabula,introduction,opening,origin,preface,prelude,prologue,rudiment,spring,steppingstone,sunrise; سرآغاز (لغت نامه دهخدا): سرآغاز. [ س َ ] (اِ مرکب ) مقابل سرانجام . چیزی که به آن شروع چیزی واقع شود، و با لفظ کردن و زدن مستعمل است . (آنندراج از بهار عجم ) : ای نام تو بهترین سرآغاز
معنی کلمه سرآغاز در لغت نامه دهخدا | جدول یاب
https://jadvalyab.ir/dehkhoda/سرآغاز
Translate this page
سرآغاز. [ س َ ] (اِ مرکب ) مقابل سرانجام . چیزی که به آن شروع چیزی واقع شود، و با لفظ کردن و زدن مستعمل است . (آنندراج از بهار عجم ) : ای نام تو بهترین سرآغاز بی نام تو نامه کی کنم باز. نظامی . چو برقع ز روی سخن برفکند سرآغاز آن از دعا درفکند. نظامی . کف صیتش سرآغاز شهی وختم سلطانی بنام نامی ختمی پناهی شاه بطحی زد. زلالی (از …

 







NS